Persian: رست خیز/رستاخیز

PersoLatin

Senior Member
UK
Persian - Iran
I know what the word means but needed to look up its make-up so I referred to Dehkhoda which surprised me as in its listing for رست خیز/رستاخیز it says رست/رستا means 'dead/the dead' and worse yet, has no entry for it that refers to 'the dead'. Anyway, to me this makes absolutely no sense at all, as رست/rast (رستن, رها شدن) means 'to become free' and خیز/xiz 'to rise/stand up' which fits perfectly to the way it is used.

رستاخیز
رستاخیز. [ رَ ] (اِ مرکب ) (از: رستا، رسته ، مُرده + خیز) رستخیز. برخاستن مردگان . بعث . (فرهنگ فارسی معین ). روز قیامت و محشر. (ناظم ...

I can imagine the confusion arising when رستاخیز was used for 'day of judgment' and somehow a link between the dead & rising was established but why would a dictionary repeat that, what do you think?
 
Last edited:
  • Qureshpor

    Senior Member
    Panjabi, Urdu پنجابی، اردو
    رستاخیز
    رستاخیز. [ رَ ] (اِ مرکب ) (از: رستا، رسته ، مُرده + خیز) رستخیز. برخاستن مردگان . بعث . (فرهنگ فارسی معین ). روز قیامت و محشر. (ناظم ...

    I can imagine the confusion arising when رستاخیز was used for 'day of judgment' and somehow a link between the dead & rising was established but why would a dictionary repeat that, what do you think?
    رستاخیز. [ رَ ] ( اِ مرکب ) ( از: رستا، رسته ، مُرده + خیز ) رستخیز. برخاستن مردگان. بعث. ( فرهنگ فارسی معین ). روز قیامت و محشر. ( ناظم الاطباء ). قیامت را گویند که محشر باشد. ( برهان ) ( از شعوری ج 2 ص 23 ). قیامت. ( از غیاث اللغات ). روزی که مردگان به امر خدا زنده گردند و به اعمال آنان رسیدگی شود. روز قیامت. محشر. ( فرهنگ فارسی معین ج 5 ). به ضم اول یعنی قیامت و معنی ترکیبی آن روییدن وبرخاستن است ، و رستخیز نیز به همین معنی است. مؤلف گوید: این لغت در اصل راست خیز بوده یعنی ایستاده. چون روز قیامت تمام مردگان زنده شده به پای ایستند آن روز را روز راست خیز گفته اند و رستخیز مخفف آن است وترجمه آن به عربی روز قیام است یعنی راست ایستادن... ( انجمن آرا ) ( از آنندراج ). در سراج اللغات رستاخیز و رستخیز بالضم است. ( از آنندراج ) ( غیاث اللغات ). آقای پورداود گوید: کلمه رستاخیز مرکب از راست و خیز چنانکه رضاقلیخان هدایت در فرهنگ انجمن آرای ناصری پنداشته نیست ، بلکه از لغت ایرست که در پهلوی ریستک و ریسته و یا ریست شده و به معنی مرده و درگذشته است ترکیب یافته و بنابراین رستاخیز یا رستخیز یعنی برخاستن مردگان... ( یشتها ج 2 ص 332 ). و نیز رجوع به حاشیه لغت رستاخیز در برهان قاطع چ معین شود. رستخیز. قیامت. ساعت. روز شمار. روز جزا. یوم الحساب. یوم الدین. یوم الفصل. یوم الحشر. یوم القیامة. یوم النشور. طامة. طامةالکبری. یوم التناد. یوم التنادی. حشر. نشر.نشور. عرصات. حاقة. قارعة. واقعة. ازفة. آزفة. صافة. معاد. یوم فزع اکبر. ( یادداشت مؤلف ) :
    کفن پوشید و تیغ تیز برداشت
     

    Stranger_

    Senior Member
    Persian
    به ضم اول یعنی قیامت و معنی ترکیبی آن روییدن وبرخاستن است
    جالب است بدانید که فعل رُستن در گویش های جنوبی معانی ایستادن و بلند شدن و برخاستن هم میدهد
    همچنین واژه ی خیز که معنی دویدن میدهد در این گویش ها
    پس به نظر میرسد واژه ی اصلی مرکب از "رُست و خیز" باشد که احتمالا تغییر به رَستاخیز کرده است
    چون اینجوری مطابقت بیشتری با آن اعتقاد اسلامی دارد که روز قیامت را اینگونه توصیف میکند: روزی که انسان از برادر و مادر و پدر و دوست و فرزندش فرار میکند
    سوره عبس آیات 34 الی 37
    یعنی اینکه اول انسان از قبرش بلند میشود و می ایستد و بعدا سراسیمه میشود و میدود از ترس و وحشت آن روز
     

    PersoLatin

    Senior Member
    UK
    Persian - Iran
    رُست و خیز
    پس به نظر میرسد واژه ی اصلی مرکب از "رُست و خیز" باشد که احتمالا تغییر به رَستاخیز کرده است
    I am sure that is exactly how this term was formed (except رَست/rast) & no different in makeup to جست‌وجو/jost o ju جست‌وخیز /jast o xiz, by combining the past & present stems of two verbs that have the same meaning but have two forms: جستن/جوییدن jostan/joŷdan (یافتن) and جستن/خیزیدن jastan/xizidan (برخاستن/بلندشدن) and in our case رَستاخیز with رستن/خیزیدن rastan/xizidan (برخاستن/بلندشدن)

    Of course where the verb has one form then you get:
    گفتگو
    رفت و رو(roft o ru)
    شستشو

    (you could argue the 3 verbs above also have 2 forms)
     
    Last edited:

    Derakhshan

    Senior Member
    Arabic, Persian
    rist is Middle Persian for "dead", and āxēz the present stem of MP āxistan. Hence MP ristāxēz "raising of the dead", "ressurection". It has nothing to do with رُستن or راست for that matter.
    جالب است بدانید که فعل رُستن در گویش های جنوبی معانی ایستادن و بلند شدن و برخاستن هم میدهد
    همچنین واژه ی خیز که معنی دویدن میدهد در این گویش ها
    پس به نظر میرسد واژه ی اصلی مرکب از "رُست و خیز" باشد که احتمالا تغییر به رَستاخیز کرده است
    چون اینجوری مطابقت بیشتری با آن اعتقاد اسلامی دارد که روز قیامت را اینگونه توصیف میکند: روزی که انسان از برادر و مادر و پدر و دوست و فرزندش فرار میکند
    سوره عبس آیات 34 الی 37
    یعنی اینکه اول انسان از قبرش بلند میشود و می ایستد و بعدا سراسیمه میشود و میدود از ترس و وحشت آن روز
    We speak the same dialect and I had similar thoughts as you when I came across this word, but as I explained this derivation is not correct.
     

    PersoLatin

    Senior Member
    UK
    Persian - Iran
    rist is Middle Persian for "dead", and āxēz the present stem of MP āxistan. Hence MP ristāxēz "raising of the dead", "ressurection".
    I didn't check MacKenzie Pahlavi dictionary before your post:

    1663078625752.png


    It must be ristag -> rasta (as in Dehkhoda) in the compound رستاخیز. Also ristan must have been a verb which has given the above derivatives.

    I wonder what happened to rist in NP, it seems to have vanished.
     
    Last edited:

    Derakhshan

    Senior Member
    Arabic, Persian
    Hi Derakhshan, do you have a reference for the source?
    My source was the same as yours.
    MP rist “dead” is cognate with Avestan iriϑ- “to go forth; to die”, perfect participle irista-.
    Thanks! I was lost as to its etymology. Cheung does not list rist among the reflexes of proto-Iranian *raiθ.
    Also ristan must have been a verb which has given the above derivatives.
    The only attested meaning of ristan in MP is "to spin (thread)", which comes from a different root.

    My guess is that the noun rist was borrowed from Avestan.
     
    Last edited:

    PersoLatin

    Senior Member
    UK
    Persian - Iran
    I can think of رستن/rastan i.e. رها شدن/to be released (رست past stem, رها present stem) as the modern equivalent of MP ریستن/ristan.
     

    PersoLatin

    Senior Member
    UK
    Persian - Iran
    My guess is that the noun rist was borrowed from Avestan.
    What about ristag which looks very much like the past particle of ristan, it is also more likely that ristag/رسته is the first part of رستاخیر & there’s no آخیر but just خیز.
     
    Last edited:
    Top